Warning: file_exists(): open_basedir restriction in effect. File(/wp-cache-babfeef3018480706ec4c2a5913a948a.php) is not within the allowed path(s): (/www/wwwroot/shahin-game.com/:/tmp/) in /www/wwwroot/shahin-game.com/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache-phase2.php on line 100

Warning: file_exists(): open_basedir restriction in effect. File(/home/shahinweb/domains/shahin-game.com/public_html/wp-content/cache/supercache/shahin-game.com/1396/11/07/1304/meta-wp-cache-babfeef3018480706ec4c2a5913a948a.php) is not within the allowed path(s): (/www/wwwroot/shahin-game.com/:/tmp/) in /www/wwwroot/shahin-game.com/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache-phase2.php on line 101

Warning: file_exists(): open_basedir restriction in effect. File(/home/shahinweb/domains/shahin-game.com/public_html/wp-content/cache/supercache/shahin-game.com/1396/11/07/1304/index.html) is not within the allowed path(s): (/www/wwwroot/shahin-game.com/:/tmp/) in /www/wwwroot/shahin-game.com/wp-content/plugins/wp-super-cache/wp-cache-phase2.php on line 129

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /www/wwwroot/shahin-game.com/wp-content/plugins/revslider/includes/operations.class.php on line 2364

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /www/wwwroot/shahin-game.com/wp-content/plugins/revslider/includes/operations.class.php on line 2368

Warning: "continue" targeting switch is equivalent to "break". Did you mean to use "continue 2"? in /www/wwwroot/shahin-game.com/wp-content/plugins/revslider/includes/output.class.php on line 3169
خلبانی که عراقی ها سرش را با کلاه بریدند - ادامه مطلب کلیک کنید - ShahinGame

خلبانی که عراقی ها سرش را با کلاه بریدند

بهترین خلبان‌های پاییزی شاهین
دسامبر 9, 2017
معرفی ویدیویی جنگنده قاهر ۳۱۳
فوریه 27, 2018

شهید غلامرضا چاغروند در سال ۱۳۳۱ در شهر خرم‌آباد لرستان دیده به جهان گشود. وی در سال ۱۳۵۳ به استخدام هوانیروز ارتش درآمد. آخرین ماموریت این خلبان جسورِ هوانیروز ارتش در بعد از ظهر ۱۳۵۹/۰۷/۱۲ می‌باشد.

خلبانی که عراقی ها سرش را با کلاه بریدند

در آن روز چاغروند و کمک خلبان ستوان یار حسین مصری و گروهبان یکم عادل موسوی عازم ماموریتی از کرمانشاه به ایلام و دهلران می‌شوند. آنها پس از انجام ماموریت در دهلران عازم بازگشت می‌شوند. ایشان بنا به وظیفه خود، کار پشتیبانی و انتقال تجهیزات جنگ را انجام می‌دهد و داوطلبانه در منطقه ایلام به رزمندگانی که مشغول نبرد با عراق بودند کمک و تجهیزات می‌رساند.

در یکی از روستاها مردم وقتی هلیکوپتر ایرانی را می‌بینند سعی می‌کنند با داد و فریاد به خلبان بفهمانند که عراقی ها روستا را محاصره کردند اما شهید چاغروند که برای کمک به نیروها به محل رفته بود متوجه موضوع نمی‌شود و هنگامی که مورد اصابت تیرهای دشمن قرار می‌گیرد می‌فهمد که محاصره شده. عراقی ها اول کمک خلبان ها را اسیر می‌کنند و برای شهید چاغروند شرط می‌گذارند که اگر به کشورش توهین کند وی را نمی‌کشند. عراقی‌ها وقتی می‌بینند قبول نمی‌کند کاردی به او می‌زنند و تهدید می‌کنند اگر توهین نکنی سرت را می‌بریم.

شهید غلامرضا چاغروند

وقتی شهید چاغروند حاضر نمی‌شود به وطنش توهین کند سرش را با همان کلاه خلبانی از تن جدا و در منطقه کشاورزی اطراف پرت می‌کنند. یکی از کشاورزان جلیزی شب هنگام به محل شهادت می‌رود و جنازه را پیدا و خاک می‌کند. بعد از شهادت شایعات زیادی در خصوص اینکه شهید چاغروند با هلیکوپتر و تجهیزات نظامی به عراق پناهنده شده است قوت می‌گیرد. تا ۲سال خبری از این شهید نبود. زمانی که صدام شهرهای خرم آباد را بمباران می‌کرد مردم به خانه این شهید می‌آمدند و می‌گفتند غلامرضا با اطلاعاتی که به صدام داده باعث این بمباران‌ها است!

۲سال بعد با اجازه سازمان ملل اسرای همرزم شهید چاغروند در نامه هایی که می‌نویسند به نحوه شهادت وی و اینکه چگونه جلوی آنها سرش را بریدند اشاره می‌کنند. خانواده شهید پیگیری می‌کنند و پس از پرس و جو از اهالی روستا، جنازه و کلاه را پیدا می‌کنند. روحش شاد و یادش جاودانه…

 

منبع : @Iran.Army_Heroes

 

4 دیدگاه ها

  1. عبپالهی گفت:

    روحت شاد ای شهید گمنام
    چرا ما ایرانی ها اینقدر زود قضاوت میکنیم
    و حاضریم آبروی یک مسلمان رو به این سادگی ببریم
    خدایا چه زجرها خانواده اش کشیدند
    ان شا الله این شهید با آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام محشور بشه وشفاعت تمام خانواده اش رو بکنه

  2. فرزاد بخت گفت:

    خدا

  3. حجت گفت:

    رحش شاد و یادش گرامی
    ان‌شاالله که همگی هم ما مردم و هم‌مسئولین عزیز قدر دان خون شهدا باشیم

  4. شاهین گفت:

    لعمت به هرچی وحشیه.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*

code